افعال پر کاربرد انگلیسی

افعال پر کاربرد انگلیسی

در این مقاله به بررسی افعال پر کاربرد انگلیسی می پردازیم. لیستی که در آن مقاله قرار داده‌ایم، درواقع افعال پایه انگلیسی هستند. اما گستردگی زبان انگلیسی همین‌جا به پایان نمی‌‍رسد و برای موقعیت‌های مختلف نیاز دارید فعل‌های بیشتری یاد بگیرید. در لیست زیر تعداد زیادی از افعال مهم زبان انگلیسی را خواهید دید که با یک مثال و ترجمه آن همراه است. این افعال پرکاربرد انگلیسی در تمام این منابع به زبان انگلیسی به کار می آیند. باید توجه داشت که یکی از مهم ترین موارد در یادگیری و افزایش واژگان، یادگیری آنها در بافت جمله و به همراه مثالهاست. به یاد داشته باشید، یادگیری زبان انگلیسی در بهترین حالت، عملی تدریجی و نیازمند زمان است. علاوه بر نت برداری، می توانید این  مطلب را ذخیره، و بارها و بارها به آن مراجعه کنید تا در حافظه بلندمدتتان بنشیند و بتوانید از آن در مکالمات به زبان انگلیسی استفاده کنید.

فعل در زبان انگلیسی

افعال پر کاربرد در زبان انگلیسی جزو اجزای کلام به شمار می روند و شاید هر کسی بتواند آن را تعریف کند به زبان ساده اگر بگوییم، فعل در جمله نشان دهنده ی عمل انجام شده است و بدون آن جمله کامل نمی شود. فعل نقش اصلی را در جمله دارد به این دلیل زمان جمله را مشخص می کند. که این بخش جزء آموزش گرامر زبان انگلیسی است.به مثال زیر توجه کنید:

  • Maria visits his parents last Saturday.
  • ماریا شنبه گذشته به دیدن  خانواده اش رفت.

در این مثال فعل جمله در زمان گذشته ساده به کار رفته است به این دلیل درباره شنبه گذشته صحبت شده و زمان جمله به گذشته بر می گردد. بنابر این فعل کلمه ای است که عمل، وقوع یا حالت انجام کاری را توصیف می کند. وقتی که to قبل از فعل قرار بگیرد در واقع به مصدر بودن آن اشاره دارد. به مثال های زیر توجه کنید:

  • To bake
  • To coke
  • To sing
  • To clean

افعال پر کاربرد انگلیسی انواع مختلفی دارد. که بعضی از فعل ها با قاعده و بعضی از آن ها بی قاعده هستند. همچنین فعل می تواند به صورت فعل ربطی یا فعل حالتی و حرکتی باشد. افعال لازم و متعدی نیز در دسته بندی دیگری قرار می گیرند. هر یک از این فعل ها کاربرد های مختلفی دارند اما در آموزش زبان انگلیسی از صفر برخی از آن ها را بیشتر در محاوره می شنویم.

افعال پر کاربرد انگلیسی

  • (To accompany)
  • ) همراهی کردن (به مثال زیر توجه کنید:
  • Depression is almost always accompanied by insomnia.
  • افسردگی تقریبا همیشه با بی خوابی همراه است.
  • (To accuse)
  • ) تهمت زدن/ متهم کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • Her employers accused her of theft.
  • استخدام کنندگان او را به دزدی متهم کردند.
  • (to add)
  • ( اضافه کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • If the mixture   seems dry, add water.
  • اگر ترکیب خشک به نظر می آید، آب اضافه کنید.
  • (To advertise)
  • (تبلیغ کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • The property was being advertise for sale in America.
  • (آن) ملک داشت برای فروش در آمریکا تبلیغ می کرد.
  • (to advise)
  • (موافقت کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • I am afraid I am not able to advise you.
  • متاسفانه نمی توانم به تو توصیه ای بکنم.
  • (to agree)
  • (موافقت کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • She agreed to sell him the house.
  • او (زن) موافقت کرد که او (مرد) خانه را بفروشد.
  • (to allow)
  • (اجازه دادن) به مثال زیر توجه کنید:
  • He doesn’t allow people to smoke in his home.
  • او (به مردم) اجازه نمی دهد در خانه اش سیگار بکشند.
  • (to answer)
  • (پاسخ دادن) به مثال زیر توجه کنید:
  • Just answer the question.
  • فقط به سوال جواب بده.
  • (to apologize)
  • (عذر خواهی کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • She apologized for her husband’s rudeness.
  • او بابت بی ادبی شوهرش عذر خواهی کرد.
  • (to appear)
  • (ظاهر شدن / به نظر آمدن) به مثال زیر توجه کنید:
  • A man suddenly appeared from behind a tree.
  • ناگهان مردی از پشت درختی ظاهر شد.
  • (to approach)
  • (نزدیک شدن) به مثال زیر توجه کنید:
  • We could see the train approaching from a distance.
  • می توانستیم قطار را در حال نزدیک شدن از فاصله(دور) ببینیم.
  • (to arrive)
  • (رسیدن) به مثال زیر توجه کنید:
  • What time does the plane arrive in New York?
  • هواپیما کی به نیویورک می رسد؟
  • (to ask)
  • (خواستن / پرسیدن) به مثال زیر توجه کنید:
  • I asked him his name, but he didn’t answer.
  • از او نامش را پرسیدم اما پاسخ نداد.
  • (to assist (help))
  • ( کمک کردن/ یاری دادن) به مثال زیر توجه کنید:
  • We want to assist people to stay in their own homes.
  • ما می خواهیم به مردم کمک کنیم در خانه های خودشان بمانند.
  • (to attack)
  • (حمله کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • The robbers brutally attacked the security guard.
  • سارقین به شکل خشونت باری به مامور امنیتی حمله کردند.
  • (to avoid (danger, task))
  • (پرهیز کردن/ دوری کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • They have been avoiding me.
  • آن ها در حال پرهیز و دوری کردن از من بوده اند.
  • (to be)
  • ) بودن) به مثال زیر توجه کنید:
  • I really want to be a good person.
  • واقعا می خواهم شخص خوبی باشم.
  • (to be afraid)
  • (ترسیده بودن) به مثال زیر توجه کنید:
  • I am not afraid to take a stand.
  • از این که بایستم، نمی ترسم.
  • )to beat)
  • (شکست دادن/ کتک زدن) به مثال زیر توجه کنید:
  • He was arrested for beating his wife.
  • او به خاطر کتک زدن همسرش دستگیر شد.
  • (to become)
  • (شدن) به مثال زیر توجه کنید:
  • The pain was becoming more intense.
  • درد داشت شدید تر می شد.
  • (to behave)
  • (رفتار کردن) به مثال زیر توجه کنید:
  • She always behaves well when her aunts come to visit.
  • او همیشه زمانی که عمه هایش به دیدنشان می آیند خوب رفتار می کند.
  • (to believe)
  • (باور داشتن / کردن)ئ به مثال زیر توجه کنید:
  • You wouldn’t believe how long it took.
  • باورت نمی شود که چقدر طول کشید.
  • (to belong)
  • (تعلق داشتن به…/در جای درست قرار داشتن/ مناسب بودن برای…) به مثال زیر توجه کنید:
  • I do not feel that I belong here.
  • حس نمی کنم که به این جا تعلق دارم.

افعال پرکاربرد انگلیسی در زمان های مختلف

همان‌طور که اشاره شد، بدون یادگیری افعال پرکاربرد انگلیسی در جمله نمی‌توانیم آن را خوب یاد بگیریم. به همین دلیل در ادامه این مطلب قصد داریم به فهرستی از افعال پرکاربرد انگلیسی اشاره کنیم که به‌ترتیب حروف الفبای انگلیسی فهرست شده‌اند. اما قبل از آن، ابتدا مثال‌هایی از فعل در زمان‌های مختلف خواهیم داشت، زیرا زمان جمله توسط فعل تعیین می‌شود. این روش سریع ترین روش یادگیری زبان است.

مثال در زمان های ساده

زمان حال ساده در زبان انگلیسی به سه دسته تقسیم می شود:

  1. زمان حال ساده
  2. زمان گذشته ساده
  3. زمان آینده ساده

حال برای هر کدام مثالی می آوریم که باعث آموزش زبان در خصوص افعال پرکاربرد انگلیسی می شود:

  • I bake a carrot cake every day.
  • من هر روز کیک هویج می پزم. ( حال ساده)
  • I baked a carrot cake yesterday.
  • من دیروز کیک هویج پختم. ( گذشته ساده)
  • I will bake a carrot cake tomorrow.
  • من فردا کیک هویج خواهم پخت. (آینده ساده)

مثال فعل زمان های استمراری

علاوه بر زمان‌های ساده، فعل در زمان‌های استمراری نیز به کار می‌رود. برای زمان استمراری نیز سه حالت مختلف تعریف شده است که عبارتند از:

  1. زمان حال استمراری
  2. زمان گذشته استمراری
  3. زمان آینده استمراری

به مثال های زیر دقت کنید:

  • I was cleaning when you arrived.
  • داشتم تمیز می کردم که شما رسیدید.( زمان گذشته استمراری)
  • I am cleaning right now.
  • من الان مشغول تمیز کردنم. (زمان حال استمراری)
  • I will be cleaning when you get here.
  • وقتی شما این جا برسید، من مشغول تمیز کردن خواهم بود. (زمان آینده استمراری)

مثال فعل زمان های کامل

بهترین حالت برای نشان دادن زمان این است که بگوییم برای اشاره به چیزی به کار می‌روند که در گذشته کامل شده، همین چند لحظه پیش کامل شده یا در آینده کامل خواهد شد. بر این اساس سه حالت مختلف برای زمان‌های کامل تعریف می‌شود:

  1. زمان حال کامل
  2. زمان گذشته کامل
  3. زمان آینده کامل

به مثال های افعال پر کاربرد انگلیسی در زمان های کامل دقت کنید:

  • I had cooked everything before you arrived.
  • قبل از رسیدن شما همه چیز پخته بودم. (زمان گذشته کامل)
  • I have cooked everything.
  • من همه چیز پخته ام. ( زمان حال کامل)
  • I will have prepared everything when you arrive.
  • تا موقع رسیدن شما من همه چیز را پخته ام.( زمان آینده کامل)

مثال فعل زمان های کامل استمراری

زمان‌های کامل استمراری برای توصیف استمرار عمل در بازه زمانی مشخصی به کار می‌روند که می‌تواند در زمان گذشته، حال یا آینده باشد. این زمان‌های به سه دسته زیر تقسیم می‌شوند:

  1. زمان حال کامل استمراری
  2. زمان گذشته کامل استمراری
  3. زمان آینده کامل استمراری

به مثال های افعال پر کاربرد انگلیسی در زمان کامل استمراری دقت کنید:

  • I had been singing for an hour when you arrived.
  • وقتی آمدی یک ساعتی می شد که در حال آواز خواندن بوده ام.(زمان حال کامل استمراری)
  • I have been singing for an hour.
  • یک ساعتی می شود که مشغول آواز خواندنم.(زمان گذشته کامل استمراری)
  • I will have been singing for an hour when you arrive.
  • تا موقع رسیدن شما به مدت یک ساعت مشغول آواز خواندن خواهم بود.(زمان آینده کامل استمراری)

سخن آخر

در این مقاله با افعال پر کاربرد انگلیسی به طور کامل آشنا شده ایم. می توانید با استفاده از این افعال به یادگیری گرامر انگلیسی خودتان نیز کمک کنید و روزانه با خواندن چند لغت و یا حتی جمله سازی با آن می توانید کاملا آن ها را یاد بگیرید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا
آکادمی زبان دکتر منوچهرزاده